پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

135

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

آيا چه اختيارهايى در دست شماست ؟ آنان پاسخ گفتند : ما اختيار بسيارى در دست خود نداريم . بر سر اين سخن الكبياديس برآشفت كه گويى از هيچ چيزى آگاهى ندارد و با آواز بلند داد زد : اى دروغگويان بىآزرم . سپس آغاز بدگويى نمود كه چنين كسانى درخور آن نيستند كه پاكدلانه با آنان پيمانى بسته شود . بدينسان شورى به هم خورده مردم سخت برآشفتند و نيكياس كه از چگونگى آگاهى نداشت سخت درماند و ندانست كه چه چاره‌اى بيانديشد . اين بود آتنيان فرستادگان اسپارت را براندند و الكبياديس را به سردارى برگزيدند . و او بىدرنگ به كار برخاسته نخست مردمان سه شهر آرگوس و ايليا « 1 » و مانتينا « 2 » را يكى ساخته همه را با آتنيان همدست گردانيد . هيچ كسى بر اين تدبير الكبياديس ايراد نگرفت . بلكه همگى آن را تدبير مهمى پنداشتند كه پلوپونيسوس را بدانسان بخش‌بخش كرده و آنگاه آنهمه مردم را به دشمنى لاكيدومنيان برانگيخته و آماده جنگ گردانيده . همچنين با اين تدبير جنگ از آتن بسيار دور مىشد كه اگر دشمن فيروزى مىجست هرگز خطرى به آتن رو نمىنمود ، ولى اگر اينان فيروزى مىجستند خود شهر اسپارت در خطر مىافتاد . چون اين جنگ در مانتينيا كرده شد « 3 » هزار تن برگزيده از سپاهيان آرگوس بدان سر شدند كه حكمرانى توده را از شهر خود براندازند و خودشان خداوندان شهر گردند . لاكيدومنيان به يارى آنان آمده دموكراسى را برانداختند . ولى مردم ابزار جنگ برداشته نبرد آغاز نمودند . الكبياديس نيز به يارى اينان رسيد و بدينسان فيروزى از آن مردم گرديد . الكبياديس به اينان دستور داد كه ديوارهاى بلندى برآورده شهر

--> ( 1 ) . Elaea ( 2 ) . Mantinea ( 3 ) . شرح جنگ را نسروده .